نقد و بررسی فیلم آرتیست (Artist)
نقد و بررسی فیلم آرتیست (Artist)

نام فیلم : ارتیست Artist
تهیه کننده : توماس لانگمن
کارگردان : مایکل هازانویسیوس
نویسنده : مایکل هازانویسیوس
ژانر: درام - کمدی - صامت
تاریخ نمایش: 15 می 2011 در جشنواره کن
فیلمبردار: گویلومه اسچیفمن
موزیک: لودووویک بورس
بودجه: 15 میلیون دلار
فروش کلی : 118 میلیون دلاربازیگران
ژان دوژاردین
بیرنیس بیژو
IMDB Rate : 8.2 از 10 از بین 70142 رای .
افتخارات
برنده بهترین فیلم در اسکار در سال 2011
بهترین بازیگر مرد در اسکار برای ژان دوژاردین
بهترین کارگردانی در اسکار برای مایکل هازانویسیوس
بهترین موزیک متن در اسکار برای لودووویک بورس
و نامزدی در 9 بخش در اسکار 2011
بهترین بازیگر مرد در کن برای ژان دوژاردین
و جوایز مختلف در جشنواره های مختلف برای این فیلم
نقد از شاهین

خلاصه داستان همراه با تحليل فيلم:
والنتین در طول اولین نمایش فیلم آخرش با پپی میلر بازیگر نه چندان مطرح ،اما بلند پرواز ملاقات می کند. هر دو جذب هم می شوند و پپی موفق می شود یک نقش کوتاه رقص را در فیلم بعدی والنتین به دست آورد. همان طور که داستان عاشقانه این دو جلو می رود، پپی در شغل خود شروع به پرواز می کند.
فیلم آقای هازاناویشیوس یک فیلم صامت به حساب نمی آید.موزیک هایی در لحظات استراتژیک و در طول فیلم پخش می شود که به طور لذت بخشی هیجان آور و به طور خشنی غیر منطقی است. تمامی فیلم بر محور نادیده انگاری قوانینی که بر زمان، فضا و صدا حکمرانی می کنند،
می چرخد که شاید بیشتر یادآور روح سینمای ابتدایی فرانسوی باشد تا هالیوود قدیمی؛ یعنی جایی که تصاویر متحرک برای اولین بار به فیلم تبدیل شدند. در آن روزها روی آن تپه ها به جای عبارت «هالیوود» نوشته بود: «سرزمین هالیوود». و پرده های سینما توسط دلقک های مضحک، قهرمانان زن بی رنگ و لعاب و عشاق بی پروا تسخیر شده بود.
جرج والنتین (با بازی ژان دوژاردین ستاره مشهور یک سریال فرانسوی به کارگردانی خود هازاناویشیوس) بدون شک در همین دسته بندی آخر جای می گیرد. جرج با موهای براق، دندان های درخشان و سبیل باریکش به ذات خود یک ستاره سینماست. مردم او را ستایش می کنند؛ یک خودشیفته بی خیال که دائم در حال رفت و آمد بین استودیو، مراسم فرش قرمز و عمارت بزرگش در بورلی هیلز است که در آن با همسر نه چندان مورد قبولش (با بازی پنلوپه آن میلر) ایمن در پناه غرور و افتخارات همیشگی اش زندگی می کند. حتی بینندگان کاملاً مبرا از تاریخ فیلم
و سینما و حتی طرفداران جوان فیلم های عظیم با هزینه های هنگفت میتوانند اتفاق در شرف وقوع را پیش بینی کنند. غرور جرج ابتدا به یک شیفتگی عجیب، خام و شیرین نسبت به یک بازیگر بلندپرواز به نام پپی میلر (با بازی برنیس بژو) تبدیل می شود بعد هم که با خودداری خیره سرانه جرج در پذیرفتن تغییرات زمان در سراشیبی سقوط و نابودی قرار می گیرد. همسرش او را ترک می کند و بعد رئیس استودیو (با بازی جان گودمن) او را به کناری می گذارد.
جرج همراه سگش و راننده وفادار خود (با بازی جیمز کرامول) زندگی می کند و کم کم یک کسوف زندگی اش را در بر می گیرد. اما حتی وقتی مورد رنج و عذاب های بسیار قرار می گیرد باز هم از باز کردن زبان برای صحبت سر باز می زند. چگونگی سربرآوردن فیلم های ناطق تقریباً همیشه در سینما از دیدگاه صدا روایت شده است چرا که به سختی می توانست طور دیگری باشد.
«آواز در باران» با آن موسیقی زنده و رنگ های روشن، چندان شکوه سینمای صامت گذشته را یادآوری نمی کند و بیشتر سعی در محو کردن خاطره آن نوع از سینما را دارد؛ درست به اندازه فیلم «بلوار غروب» که دری از دنیای ارواح و سایه ها به روی باقی مانده های خدایان در حال نابودی هالیوود گشود.

«آرتیست» که به اندازه هر فیلم موزیکالی به طرز جسورانه ای سرگرم کننده است با توجه به حس اندوه و سوگواری خود نسبت به فیلم های منتخبش از سینمای نوستالژیک قدیمی سنجیده می شود. ذره ای از موسیقی این فیلم از موسیقی برنارد هرمان در فیلم «سرگیجه» گرفته شده و طرحی داستانی دارد که در ماهیت، آرتیست را به جدید ترین (و از یک نظر اولین اما قطعاً نه آخرین) بازسازی از «یک ستاره به دنیا آمد» تبدیل می کند. همه این ها نشان از یک چیز دارد و آن هم این که «آرتیست» ضیافتی برای عاشقان و معتادان سینمای قدیم خواهد بود.
قطعاً همین گونه است. مهارت آقای هازاناویشیوس در کپی کردن بعضی از جلوه های تصویری سینمای اولیه واقعاً تاثیر گذار است. اما او فریبندگی و غریب افتادگی فیلم های صامت را بدون آن که تمامی قدرت این نوع فیلم ها را تسخیر کند، به نمایش می گذارد. فیلم او بیشتر از آن که یک بازتولید وفادارانه باشد، یک نسخه امروزی شده خوش طعم از آن نوع سینماست. با این وجود هنوز هم این فیلم یک سیاحت هیجان آور و روان به حساب می آید.
اگر »آرتیست» با استفاده از حقه های تبلیغی و بنا به شرایط، فریبندگی بیش از حدی را به نمایش می گذارد باید دانست که با وجود این ها هنوز هم عمق و استحکام جاذبه هنری را که در دستان خود گرفته است، درک می کند. آقای هازاناویشیوس هم مثل مارتین اسکورسیزی در فیلم «هوگو» (که آن هم یک سفر مدرن به رویای گذشته سینماست) می داند که لذت مخاطب به یکباره و با نمایش پیچیدگی های هنری در قالب تاثیرات ساده و مستقیم بالا می رود. آقای هازاناویشیوس این کار را نه فقط به وسیله یک جاه طلبی نمایشی بلکه با نوعی فروتنی فریبنده و بالاتر از همه این ها توسط ارائه ی ابتکاری و تاثیرگذار خود از چیزی به نام سرگرمی به انجام رسانده است.
تکنیک های فیلم موثر و متنوع هستند با این حال متقاعد کننده ترین جلوه های ویژه این فیلم، آقای دوژاردین و خانم بژو هستند که از لحاظ فیزیکی روی صحنه چنان بازی مطبوعی را به نمایش می گذارند که دوربین نمی تواند در برابرشان مقاومت کند. دوژاردین دارای نوعی سرسختی ورزشکارانه است که کاملاً با زیبایی پر افسون و ظرافت بژو ترکیب خوبی را می سازد. و قرار گرفتن این دو در کنار هم یادآور ستارگان باستانی دنیای سینما است. ستارگانی که امروز مورد ستایش همین بازیگرانند.آن ها به زیبایی می رقصند و همچنین احساسات خود را با آمیختن ناتورالیسم و بزرگ نمایی ملودراماتیک به تصویر می کشند. در سایه قدرت بیانگری و مهارت این بازیگران، «آرتیست» خیلی بیشتر از یک تقلید ادبی هوشمندانه از سرگرمی های قدیمی است.
شاید کمتر از یک فیلم بزرگ باشد اما یادآورنده غیر قابل انکاری از همه چیزهایی است که می توانند یک فیلم را بزرگ کنند.
نتيجه گيري:
سالها از ساخت آخرين فيلم سياه و سفيد و صامت سينما گذشته بود كه فرانسوي ها تصميم گرفتند دوباره روح سينماي آن دوران را زنده كنند. نتيجه اين تصميم ساخت فيلمي شد به نام آرتيست. آرتيست فيلمنامه اي ساده دارد. كارگرداني با بهره گيري از تكنيك سينماي كلاسيك در حد قابل قبولي است. بازيهاي بسيار خوب است و ژان دوژاردين و برژيت بردو عالي و تاثيرگذار هستند. فيلمبرداري نيز به سبك سينماي كلاسيك دهه 20 و با الهام از آن دوران نمره قبولي مي گيرد. آرتيست از سادگي دوران سينماي آن دوران بهره مي برد. اين فيلم بي هيچ اغراق و موشكافي قصد بيان اين نكته را به ما دارد كه هيچگاه پيشينه خود را فراموش نكنيم. اين فيلم به ما درس زندگي مي دهد به سبك و سياق ساده و روان همان فيلمهاي كلاسيك. فيلمنامه بسيار ساده و شايد هم كليشه اي باشد ولي به دليل حس نوستالژيكي كه بعد از سالها در ما زنده مي كند ما را به خاطرات شيرين گذشته ميبرد. به نوعي مي توان گفت فيلم آرتيست ورق زدن آلبوم خاطرات شيرين سينمايي ماست.
اواخر دهه 20 میلادی در هالیوود است و جرج والنتین خوش تیپ یک بت در دنیای فیلم صامت به حساب می آید. داستان فيلم شرح زندگي ستاره اي است در اوج شهرت كه در محيط كار انساني بسيار شاد و سرزنده است و لبخند از روي لبش محو نمي گردد ولي در زندگي شخصي خود با همسري روبروست كه از زندگي با او خسته شده است(مشكلي كه اكثر هنرمندان ممكن است به دليل مشغله زياد در زندگي شخصي خود داشته باشند). در طرف مقابل ستاره اي در حال ظهور است ستاره كنوني بي آنكه بداند با اينكار خودش نابود مي شود، خود باعث رشد ستاره آينده سينما مي گردد. با ورود صدا به سينما يك عصر طلايي پايان مي يابد و عصر جديدي در سينما آغاز مي گردد.(عصري كه بزرگاني مثل چارلز اسپنسر چاپلين همواره منتقدش بوده اند). درس بزرگ فيلم در همين قسمت نهفته است. ما انسانها همواره عادت داريم با موفقيت در يك كار همچنان به همان روند ادامه دهيم و فكر مي كنيم تا پايان عمر اوضاع به همين منوال باقي خواهد ماند غافل از اينكه دنيا درحال تغيير است و ما هم به ناچار براي بقاء بايد خود را با شرايط جديد وفق داده و خود را به روز كنيم. به همين دليل، تغيير در شخصيت و زندگي همواره نياز مبرمي است.
جورج ولنتاين هم بخاطر غرور بيش از حدي كه ناشي از دوران طلايي سينماي صامت است، حاضر نيست اين نكته را بپذيرد و خود را با شرايط روز سازگار كند و بر اين عقيده اشتباه خود اصرار هم مي كند و با ساخت فيلمي كليشه اي شكست سختي را متحمل مي شود و تمامي ثروت خود را بر باد رفته مي بيند. در آخر داستان جورج متقاعد مي گردد كه براي موفقيت بايد دوباره تلاش كند و غرورش را كنار بگذارد و در اين ميان نقش پپي ميلر ستاره سينماي جديد را نبايد فراموش كرد كه روزي دست او را جورج گرفته بود. در انتها هم، فيلم اداي ديني به فرانك سيناترا دارد كه در عصري با سينماي موزيكال و با رقصهايي به سبك پايان فيلم آرتيست و ترانه هايش زنده نگهداشت.
نكاتي در مورد فيلم :
آرتيست به یک اندازه مورد استقبال تماشاگران و منتقدان قرار گرفت و در نهایت پنج جایزه اسکار بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگر مرد (ژان دوژاردن)، طراحی لباس و موسیقی شد. در ادامه به 25 نکته درخور توجه درمورد این فیلم اشاره میشود.
1-ژان دوژاردن بازیگر نقش جرج والنتین هنگام فیلمبرداری در خانهای متروک متعلق به دهه 1930 در هالیوود هیلز زندگی کرد.
2-خانه پپی میلر (با بازی برهنیس بژو) در فیلم خانه مری پیکفورد ستاره فیلمهای صامت است.
3-جرج در صحنهای از فیلم در خانه خود به تنهایی نشسته و با پروژکتور یکی از فیلمهای صامت قدیمی خود را میبیند. آنچه او میبیند یک فیلم واقعی است: «علامت زورو» با بازی داگلاس فربنکس، فیلمی که فربنکس را به مقام ستاره فیلمهای اکشن دوران سینمای صامت رساند، یکی از همان ستارههایی که جرج در «هنرمند» نقش آنها را بازی میکند. البته در فیلمی که جرج میبیند در نماهای نزدیک چهره او جایگزین فربنکس شده است.
4- هنرمند اولین بلند داستانی صامت است که پس از «فیلم صامت» به کارگردانی مل بروکس در 1976 به طور گسترده اکران شد.
5- نقش سگ فیلم (به نام جک) را سه سگ ترییر مختلف بازی کردند: اوگی، دش و دود، هرچند اوگی در بیشتر صحنهها بازی کرد. هر سه سگ پیش از شروع فیلمبرداری رنگ شدند تا کاملا شبیه هم به نظر برسند.
6-پنهلوپه آن میلر بازیگر نقش دوریس همسر جرج والنتین سال 1992 نیز در «چاپلین» - که فیلمی زندگینامهای درباره چارلز چاپلین ستاره فیلمهای صامت است – به نقش ادنا پورواینس بازیگر معروف فیلمهای صامت را بازی کرد.
7-در نقطه اوج فیلم از تم عاشقانه برنارد هرمان در فیلم «سرگیجه» ساخته آلفرد هیچکاک استفاده شده است. اولین بار نیست که میشل هازاناویسیوس از هیچکاک وام گرفته است. او در فیلم جاسوسی «اُسس 117: گمشده در ریو» - باز هم بازی ژان دوژاردن - به لحاظ تصویری و صوتی به دو فیلم «سرگیجه» و «شمال از شمالغربی» اشاره کرده است.
8-ژان دوژاردن و برهنیس بژو برای سکانس پایانی فیلم پنج ماه تمرین کردند. تمرینات روزانه آنها در همان استودیویی بود که دبی رینولدز و جین کلی برای فیلم «آواز در باران» از آن استفاده میکردند.
9-حتی یک «نمای زوم» در کل فیلم نیست، چرا که این تکنیک در دوران سینمای صامت وجود نداشت.
10-ژان دوژاردن در فرش قرمز جوایز بفتا 2012 گفت «هنرمند» تنها در 35 روز فیلمبرداری شد.
11- فیلم به صورت رنگی فیلمبرداری و بعد به سیاه و سفید تبدیل شد.
12- هنرمند اولین فیلمی است که پس از «جوخه» به کارگردانی الیور استون در 1986 هم برنده جایزه اسکار بهترین فیلم شد و هم جایزه اسپیریت بهترین فیلم بلند را دریافت کرد. از جوایز اسپیریت به عنوان معادل اسکار در جامعه سینمای مستقل آمریکا یاد میشود.
13- هنرمند پس از «آپارتمان» ساخته بیلی وایلدر در 1960، اولین فیلم کاملا سیاه و سفید است که برنده اسکار بهترین فیلم شده است. «هنرمند» همچنین پس از «فهرست شیندلر» استیون اسپیلبرگ در 1993 که بخش زیادی از آن سیاه و سفید بود، اولین فیلمی است که این جایزه را دریافت کرده است.
14-ژان دوژاردن اولین بازیگر مرد فرانسوی است که اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرده است.
15- هنرمند بیش از هر فیلم فرانسوی دیگر برنده جایزه شده است.
16- هنرمند تنها یکی از رقبای جوایز اسکار 2012 بود که در آن به تاریخ سینما اشاره شده است. این فیلم و «هوگو» ساخته مارتین اسکورسیزی که هر دو برنده پنج جایزه اسکار شدند، سینمای صامت را مورد توجه قرار دادند. فیلم «خدمتکار» به کلاسیک «بربادرفته» اشاره داشت و اوکتاویو اسپنسر که برای این فیلم برنده اسکار بهترین بازیگر زن مکمل شد، یادآور هتی مکدانیل در «بربادرفته» است. «هفته من با مریلین» هم که نامزد دو جایزه اسکار شد درباره ساخت فیلم «شاهزاده و دختر نمایشگر» با بازی مریلین مونرو و لارنس اولیویر است.
17- هنرمند دومین فیلم صامت است که در تاریخ هشتاد و چهار ساله جوایز اسکار برنده جایزه بهترین فیلم شده است. اولین فیلم «بالها» بود که 1929 در اولین سال برگزاری جوایز اسکار این جایزه را برد. «بالها» تنها برنده دو جایزه اسکار شد. «هنرمند» اولین فیلم صامت است که پس جایزه اسکار گرفت.
18- هنرمند تنها یکی از رقبای جوایز اسکار 2012 بود که به فرانسه یا به نوعی فرهنگ فرانسوی اشاره دارد. دیگر فیلمها «هوگو»، «نیمهشب در پاریس»، «ماجراهای تن تن»، «گربه چکمهپوش» بر مبنای یک قصه پریان فرانسوی نوشته شارل پرو، «ظهور سیاره میمونها» بر مبنای رمانی از پییر بوله و «یک گربه در پاریس» هستند. جالب اینکه فیلمی از فرانسه در بخش اسکار بهترین فیلم خارجیزبان نامزد نشد.
19- طراحی هنری و طراحی صحنه «هنرمند» با الهام از «طلوع» و «دختر شهری» دو فیلم کلاسیک فریدریش ویلهلم مورنائو انجام شد.
20- این فیلم با الهام از آثار کارگردانی چون فریتس لانگ، آلفرد هیچکاک، جان فورد، ارنست لوبیچ، فریدریش ویلهلم مورنائو و بیلی وایلدر ساخته شده است.
21- لودویک بورس آهنگساز «هنرمند» در حالی برنده اسکار بهترین موسیقی شد که هیچگاه در زمینه ارکستراسیون و ساخت موسیقی فیلم به طور رسمی تعلیم ندید. او در کودکی با آکاردئون آشنا شد و در نوجوانی هم در زمینه موسیقی جاز آموزش دید.
22- صحنه صبحانه در فیلم که از ناموفق بودن ازدواج جرج و دوریس خبر میدهد، به لحاظ نوع تدوین یک ادای احترام کامل به صحنهای مشابه در فیلم «همشهری کین» ساخته اورسن ولز است.
23- هنرمند اولین فیلم برنده اسکار بهترین فیلم است که تنها توسط یک کشور غیر انگلیسیزبان تهیه شده است. «هنرمند» یک تولید فرانسوی است و بخشی از سرمایه فیلم را بلژیکیها تامین کردند.
24-وقتی جرج والنتین به بیمارستان میرود، در اتاق شماره 27 بستری میشود. 1927 سالی است که جرج آخرین موفقیت را تجربه کرد.
25-پس از آنکه پپی میلر برای دیدن جرج والنتین به خانه او میرود، هنگام بازگشت در ماشین به مرد جوانی که همراهش است میگوید: « من رو ببر خونه میخوام تنها باشم.» این ارجاعی به دیالوگ معروف گرتا گاربو در فیلم کلاسیک «گراند هتل» است.

تهيه شده در پنجم خرداد سال 1391 توسط رحيم حنيفه پور (شاهين) با تشكر از مدير عزيز سايت سينما سنتر فرخ عزيز و ويراستار محترم خانم رشنو و همچنين سعيد عزيز گرافيست
این نقد تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است . لذا هر گونه کپی برداری از این مطالب بدون اجازه نویسنده و سایت سینماسنتر www.cinemacenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب می گردد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 14:58 توسط رحیم حنیفه پور ( شاهین)
|
تحلیل و بررسی فیلمها و سریال های جهان