تحلیل و بررسی فیلم کنستانتین

 

کارگردان:  فرانسیس لورنس          تهیه‌کننده: گیلبرت آدلر            نویسنده:  آلن مور

 بازیگران :   کیانو ریوز راشل وایز  شیا لبوف تیلدا سوئنتین پیتر استرمر       

 موسیقی :  کلاوس بادلت             

کنستانتین محصول سال 2005 به کارگردانی فرانسیس لارنس است. این فیلم بر اساس مجموعه کمیک Hellblazer ساخته شد.

در فیلم که تقریباً از دنیای مسیحیت منشا می‌گیرد خدا به عنوان چیزی که میلیاردها قانون وضع کرده است و فرشتگان را مسئول بهشت و شیاطین را مسئول جهنم کرده است و افرادی نیمه فرشته و نیمه شیطان در این دنیا وجود دارند که تعادل را برقرار کرده یا برهم می‌زنند همچون خداوند پسر دارد (البته در این فیلم) شیطان هم فرزندی به نام مامون دارد.

جان کنستانتین یک جن‌گیر است. در پی کشف خودکشی ایزابلا دادسون، خواهر دوقلوی او (بازیگری ریچل وایس)به کنستانتین پناه می‌برد و در نتیجه می‌فهمد که مامون برای ورود به دنیا احتیاج به خون خدا دارد و این خون را می‌تواند از روی لکه‌های خون روی نیزه سرنوشت (همان نیزه‌ای که عیسی را به قتل رساند) به دست بیاورد. اما باید مامون درون بدن خواهر دوقلو حلول کند و با نیزه سرنوشت کشته شود تا بتواند جسم یابد ولی کنستانتین خودکشی می‌کند تا خود شیطان به دنبال او بیاید تا بفهمد پسرش از او جلو زده است و از شیطان می‌خواهد تا در مقابل از مرگ خواهر دوقلو جلوگیری کند و در این صورت از یکی از تبصره‌های خدواند یعنی قربانی استفاده می‌کند و می‌تواند به بهشت برود اما شیطان ناراحت از این کار فقط نیکوتین بدن او را که موجب سرطان ریه او شده است از او می‌گیرد به امید روزی که گناهانش موجب به جهنم رفتن او شود

کنستانتین یکم یا کنستانتین بزرگ:

چرا اسم کنستانتین برای این فیلم و شخصیت اول فیلم که ضد شیطان است برگزیده شد؟ به نظر می رسد انتخاب این نام ریشه در تفکرات و اعمال کنستانتین یکم دارد که طی فرمان میلان در سال ۳۱۳میلادی، مسیحیت را مذهب رسمی روم کرد. بررسی زندگی کنستانتین وقتی اهمیت دارد که نقش او را در تاریخ و توسعه دین مسیح بدانیم. زیرا وی با پشتيباني از مسيحيت كه در طي سه قرن تحت فشار و مظلوميت بود حمايت گستردۀ مسيحيان را به دست آورد. گذشته از اين اسناد تاریخی ثابت مي‌كند که کنستانتین با هدف استفاده از مسيحيت، آن را جزو دينهاي رسمي اعلام نمود. با مراجعه به تاريخ مسيحيت در مي‌يابيم كه او دستمزدي، بيشتر از خدمتي كه انجام داده بود دريافت كرد. کنستانتین رياست شوراي جهاني اسقفها را نیز بر عهده گرفت و تا جایی پیش رفت که آموزه هایی از مسیحیت کنونی با اعمال نظر او در شمار عقائد رسمی کلیسا وارد شد. بدون شك او به هيچ عنوان در پي مسيحيت نبود. چرا كه تا آخر عمر هم مسيحي نشد و يا به قول برخي فقط در آخر عمر بود كه تعميد يافت.

نقد فیلم:

داستان فیلم روایتی منحصر به فرد از مسیحیت تبشیری ست.گرچه در طول داستان، قوانین داخلی داستان، ریشه ای در خرافات و کاتولیسیسم دارد. جدای از بحث تکنیکی فیلم، فلسفه فیلم چیزهای جدیدی برای ما که کمتر با مسیحیت آشنایی داریم دارد. بر اساس این طرز تفکر، پادشاهی خداوند گستره ای تا پای جهنم دارد، بعد ازآن است که شما تحت سیطره شاهزاده تاریکی خواهید بود. فرشتگان در کار این دنیا، مثل آیین اسلام دخیل شناخته می شوند. اما بر خلاف اسلام، که فرشتگان موجوداتی ناتوان به خطا و محبوب هستنند، در مسیحیت کاتولیک، بخصوص تبشیری ها، مورد محبت بی قید و شرط خداوند بودن، اختصاص به انسان دارد. فرشتگان، موجوداتی به ذات نیک هستند، اما جایز به خطا. در فیلم، مقرب ترین فرشته هم اگر خطا کرد شایستهء مجازات است.  اما گناهی کبیره اگر از «انسان» سر بزند، در شرایطی قابل بخشش است. جهنم، به دیده نویسنده فیلم، همین جهان است.  افکت های فوق العاده تصویری که برشهای قهرمان به جهنم را نشان می دهد، بیش از همه این را واضح می کند. ابزار پاکی مثل اسلام،آب، نور، اوراد و صفحات متن مقدس است. این را در جای جای فیلم می توان پی گیری کرد. معنای خیر و شر، مانند اسلام، خیلی صلب و بی انعطاف تعریف شده است. مرز بین نور و تاریکی، سایه روشنی ندارد. تنها خداوند پادشاه محبت است و نیکی. اما اتفاقی که در انتهای فیلم می افتد پیام فیلم است.کنستانتین که در عین رستگاری،زنده می ماند و دنیایی جدید را پیش رو دارد. در نهایت  می گوید: خداوند راههای عجیبی را برای پیشبرد امور بر می گزیند. بعضی آن را می پسندند، بعضی ها نه .

ما در این فیلم به عناصر قابل مشاهده تكیه می نماییم، كه هم در متون مسیحیت این عناصر قابل مشاهده اند و هم این فیلم به نوعی (موافق با متون مسیحیت یا حتی در تضاد با اركان مسیحیت)به آن پرداخته شده و از طریق این عناصر تماشاگر را تحت تاثیر قرار داده است:

1- حضور وسوسه های شیطانی در فیلم: در این فیلم وجود موجوداتی بنام دورگه را به تصویر كشیده كه برخی زاده ی شیطان جهنمی هستند و برخی زاده ی فرشتگان بهشتی و وظیفه ی این دورگه ها این است كه با وسوسه های خود انسان را تحت تاثیر قرار دهند

2- بهشت و جهنم و زندگی پس از مرگ: در این فیلم در چند صحنه جهنم به تصویر كشده شده و در صحنه ی پایانی بهشت با ساختمان ها سر به فلك كشده نشان داده شده، جن ها در جهنم قرار دارند و فرشته ها در بهشت

3- قدرت شیطان: در آخر فیلم می بینیم به شیطان قدرت های خاصی داده شده و همچون خدا قدرت جابجایی انسان ها را در بهشت  و جهنم دارد بطوریكه در سه دیالوگ كاملا به این موضوع اشاره می گردد:

"خدا و شیطان بر روی روح تمام بشریت شرط بسته اند" ‏، "قانون اینه كه فقط تحت تاثیر قرار بدن ببینند چه كسی می بره" و لوسیفر"این دنیا مال منه"

4- خودكشی و گناه كبیره : در آیین مسیحیت خودكشی بالاترین گناه محسوب می شود، در این فیلم نیز گابریل به جان می گوید" و تو می روی به جهنم به خاطر جانی كه داری می گیری" (سیگار كشیدن جان)، یا آنجلا به جان می گوید " خواهرم می دانست اگر خودكشی كند روحش مستقیم به جهنم می رود "

5- كلیسا: آنطور كه در فیلم دیده می شود شیطان به راحتی توانسته واردكلیسا شود پس بر خلاف متون مسیحیت كلیسا در این فیلم نماد مكان مقدس نیست.

6- مقدس بودن آب: در سه دیالوگ فیلم می توان به اهمیت معنوی آب و مقدس بودن آن پی می بریم :- "یك رسانای جهانی است  و عبور از این جهان را به جهان دیگر آسانتر می كند "

- "پوست دورگه ها به آب حساس است حتی آب معمولی و یا آب باران"

- "در جهنم آب وجود ندارد"

- مقدس بودن نور ،اوراد و صفحات متن در صحنه های مختلف فیلم

مذهبیون بیان داشته اند که فیلم کاملاً صهیونیستی و بر عقاید شیطان پرستان ساخته شده است. من حرف این عده را قبول ندارم زیرا پیام کلی فیلم بر پایه پیروزی خیر بر شر بنا شده است و در نهایت جان کنستانتین بر پسر شیطان پیروز می شود و شیطان هم فقط تنها کاری که می تواند بکند این است که جان را در این دنیا نگهدارد به امید اینکه روزی او را به جهنم بکشاند کاری که شیطان هر روزه با وسوسه هایش با انسانها انجام میدهد.

فیلم بر پایه عقاید دینی و مذهبی بخصوص مسیحیت بنا شده است. البته در فیلم مقداری هم تخیلات ذهنی و عقاید گروه های خاص مسیحی هم بکار رفته است ولی در کل کسی که به خدا و شیطان و دنیای دیگر اعتقاد نداشته باشد فیلم را نباید نگاه کند.

در یک سنت شکنی فیلم، گابریل که یکی از فرشتگان مقرب خداست به بهشتی ها خیانت می کند و می خواهد به کمک مامون پسر شیطان جهان را زودتر از موعد مقرر فتح کند. او در شرارت از پدر خود نیز پیشی گرفته است. از طرفی شیطان طبق قواعد و قوانین خدا باید رفتار کند و این نشان دهنده این است که هرچقدر به شیطان قدرت داده شده باشد ولی تحت سلطه قوانین الهی است.

کنستانتین با فداکاری که در پایان فیلم انجام می دهد و جان خود را فدای جان شخص دیگری می کند بخشوده شده و به مانند یک شهید به او اجازه داده می شود که به بهشت برود که با دخالت شیطان به زندگی دنیوی بازمی گردد. این یکی از پیام های مهم فیلم است که اگر شخصی در طول زندگی کارهای ناپسندی انجام داده باشد و جهنمی محسوب شود ولی کاری بزرگ انجام دهد مثل فدا کردن جان خود برای بنده دیگر خداوند با تبصره به بهشت می رود و این امید را در دل سیاه دلان روشن نگاه میدارد که از بخشش و محبت خداوند غافل نشوند و دست به توبه و بازگشت به سوی او را بزنند.