تحلیل یاران حلقه 2

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bannerdgd.gif
مشاهده: 44
حجم:  115.8 کیلو بایت

فرهنگ لغات کتاب تالکین
روحان :

روحان سرزمین فرمانروایان اسب هاست. این شهر در همسایگی آیزنگارد واقع شده است. روحان بر روی ارتفاعات بنا شده و حالت تپه مانندی دارد. از نزدیک ترین شهر ها به روحان میتوان به آیزنگارد و هلمز دیپ اشاره کرد. همچنین جنگل فانگورن نیز در نزدیکی روحان است. و در آخر پادشاه این سرزمین تئودن نام دارد. هلمزدیپ سپر دفاعی روحان است و در زمان جنگ ها ، جنگجویان روحان به هلمزدیپ می روند.

گاندور :

این سرزمین ، بزرگترین محل فرمانروایی انسان ها ست. تاج و تخت گاندور نسل به نسل میان وارثان آن گشته است و همه ی این پادشاهان دین خود را به موردور ادا کرده اند و همیشه در برابر اورگ ها ایستادگی کرده اند. این شهر در نزدیکی موردور و همچنین بندر آزگیلیاس قرار دارد. آزگیلیاس همیشه سپر دفاعی گاندور در برار موردور بوده است و این دو سرزمین به وسیله رودخانه از یکدیگر جدا شده اند. ایزیلدور آخرین پادشاه گاندور بوده است ولی پس از مرگ او گاندور بدون پادشاه مانده است و تاج و تخت گاندور وارثی ندارد به همین علت این شهر سفید و مرمرین به دست نگهبانی به نام دنتور تا زمانی که وارثی پیدا شود ، سپرده شده است.

معدن موریا :
موریا محل زندگی کوتوله هاست. معدن موریا دارای مقدار قابل توجهی طلا است. کوتوله ها سال هاست که مشغول حفر این معدن هستند و تا اعماق زمین پایین رفته اند. آن ها در اعماق زمین موجود اهریمنی را بیدار کرده اند که بسیار قدرتمند است. موریا در زیر کوه های گذرگاه کارادراس قرار دارد و مشرف به جنگل لوسلورین است. جنگلی که محل اقامت الف های جنگل است.

شایر :

اینجا امن ترین شهر خطه میانی است. شهری که مردم آن ، هابیت هستند و مهارت زیادی در کشیدن پیپ دارند. اکثر مردمان این سرزمین کشاورز و دامپرور هستند و هیچکدام مهارتی در جنگیدن ندارند. شایر ، به سرزمین افسانه ای الف ها ، ریوندل نزدیک است.
آیزنگارد :
این سرزمین زمانی فقط محل زندگی جادوگری به نام سارامان بود ولی سپس تبدیل به دومین سرزمین اورگ ها پس از موردور شد. این شهر مشرف به جنگل فانگورن است و همچنین روحان است. در وسط این سرزمین برج بلندی قرار دارد که محل زندگی سارامان است که دور تا دور آن را مراتع سر سبز و درختان در بر گرفته اند.

ریوندل :

ریوندل محل زندگی الف ها ، قدرتمند ترین نژاد داستان است. تا به حال اورگ ها نتوانسته اند به این سرزمین وارد شوند. ریوندل به وسیله قدرت های الف ها ، محافظت میشود. این شهر بسیار زیبا می باشد ولی دیگر جنگجویی برای جنگ ندارد. ریوندل و جنگل لوسلورین تنها سرزمین هایی هستند که الف ها در آن سکونت دارند. شمشیر شکسته ایزیلدور در اینجا نگهداری میشود. پادشاه و فرمانده این سرزمین هم لرد ارلاند است. کسی که 3 هزار سال پیش در آخرین جنگ میان اورگ های موردور و ارتش متحد انسان ها و الف ها حضور داشته است.

موردور :
موردور... ترسناک ترین سرزمین خطه میانی. سرزمینی که پادشاه آن سائرون است و نیروهای آن ارتش هزاران نفری اورگ ها. سرزمینی که آکنده به غبار و آتش است و همیشه به وسیله چشم سائرون محافظت میشود. گذشتن از دروازه مستحکم این شهر غیر ممکن است. کوه نابودی که حلقه قدرت در آن ساخته شده است نیز در این شهر است. موردور همسایه گاندور است. و بندر آزگیلیاس مرز میان این دو سرزمین است.

دورف ها :

دراساطير وفرهنگ عامه ژرمنها وبه ويژه اسکانديناويايی هاواژه دورف به گونه ایم وجودات خيالی اطلاق ميشودکه درحفره هاوراه های درون کوههاوسطوح زيرين معادن زندگی ميکنند.
قامت آنان حدودا نيم متراست. گاه ظاهری زيبا دارندامامعمولابه شکل پيرمردانی دنياديده باریش بلند هستند( در فیلم گیملی یک دورف است)

اورک :
موجودی افسانهای مثل هيولای دريا،غول؛ياديو(باهيئتی هراس انگيز)

گابلين :

درفرهنگ عامه غرب،جن سرگردانی که معمولاً شرور و خبيث است. میگويندگابلينها در
غارهازندگی میکنندامابه خانه های مردم هم میآيندوديگهاوقابلمه هارابه صدادرمی آوردند،لباس خفتگان راچنگ میزنند،شبهااثاثيه راجابه جامیکنند،و پس ازکوبيدن به در و ديوار میگريزند.

الف :

الف درفرهنگ عامه ژرمنها،ابتدابه هرگونه روح اطلاق ميشدوبعدهابه معنی خاص تر موجود کوچکی معمولابه شکل انسان استفاده شد.
اسنوری الفهارابه(الفهای روشن(که زيبابودند) والفهای تاريک(ازقيرتاريکتر)
بودنددسته بندی کرد. الفهابه شرارت وبی ثباتی معروف بودند. درزمانها ومناط قمختلف تصورمیشدکه الفها باعث بروزمرض درميان آدميان وحيوانات میشوند وبرسينه فرد خفته می نشينندو برايش کابوس ايجادميکنند.

ترول:

درفرهنگ عامه اسکانديناويايی ها،هيولای غول پيکری که گاه دارای قدرتهای جادويی است.ترولهاکه باانسانهادشمنی می ورزنددرقصرهايشان زندگی می کنندو باتاريکی هوانواحی اطراف راتحت سيطره خود درمی آورند. اگردرمعرض آفتاب قراربگيرند می ترکندياسنگ میشوند.

هابیت:

آنان مردمانی کوچک اند،کوچک ترازدورفها: باريک اندامترولاغرتر،درحاليکه به راستی
چندان کوتاهترازآنان نيستند.بلندی قامتشان متفاوت است وممکن است از٦٠تا١٢٠سانتی مترباشد.قدآنان درحال حاضربه ندرت از٩٠سانتیمترتجاوزميکند.
هابيتهای شايرکه اين داستان بهآنان خواهدپرداخت،درروزگاران صلح ورفاه،مردمانی
زنده دل بودند. لباسهايی به رنگ روشن می پوشيدندوبه ويژه رنگهای زرد وسبز راعاشقانه دوست داشتند؛امابه ندرت کفش به پاميکردند،زيراپاهايشان کف سفت چرم مانندی داشت و پوشيده ازموهای ضخيم ومجعدبود،موهايی بسيارشبيه موهای سرشان واغلب به رنگ قهوه ای.
باانگشتان بلندوماهرخودمیتوانستندچيزهای مفيدوزيبابسازند. چهره هاشان اغلب بيش ازآنکه زيبا باشد،مهربان بوده گشاده،باچشمانی روشن،گونه هايی سرخ،ودهانهايی مستعدخنده و خوردن وآشاميدن.
به راستی روشن است که علیرغم جدايی بعدی،هابيتهاخويشاوندان مايند،ازالفها يا دورفهابسياربه مانزديکترند.ازديرباز،البته باشيوه خودبه زبان آدمهاسخن میگفتند وازهمان چيزهايی خوششان يابدشان می آمدکه آدمی راازآن چيزهاخوش يا بد می آيد.